مرتضى مطهرى
1025
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هارون الرشيد يعنى مجسمهء ظلم و تجاوز به حقوق ديگران ، مجسمهء دروغ و حقه بازى و خدعه ، مجسمهء شهوترانى و بىعفتى و ناپاكى . آيا اگر همان وقت ما به تمام شهرها و روستاهاى كشورهاى اسلامى مىرفتيم و به همهء خانهها پا مىگذاشتيم هرچه كه مىديديم هارون الرشيد مىديديم ؟ يعنى همهء مردم را با روحيهء هارون الرشيدى مىديديم ؟ هرچه كشاورز بود يك هارون الرشيد كوچك بود كه داشت كشاورزى مىكرد ؟ هرچه كارگر بود يك هارون الرشيد بود كه داشت كارگرى مىكرد ؟ صاحب هر حرفه و فنّى و هر صنعتگرى ، هر نجارى ، هر آهنگرى ، هر كشتى سازى و هر بازرگانى يك هارون الرشيد بود و ما فقط شخصيتها را بايد ملاك تاريخ قرار بدهيم ؟ چون هارون الرشيد بوده پس همهء مردم هم هارون الرشيدهاى كوچك و هارون الرشيد در معيارهاى كوچك بودند ؟ همه به همديگر دروغ مىگفتند ، همه به همديگر خيانت مىكردند ، همه بى عفتى مىكردند ، همه بىتقوا بودند ؟ يا واقعاً اينطور نبوده . هارون الرشيد از صدقهء سر آن اشخاص مىتوانسته چنين باشد ؛ از صداقت ، امانت ، درستى و حقيقت ميليونها انسان زندگى مىكرده است . ده هزار نفر هم هارون الرشيد بود و كس و كارهايش ، ولى اين امر نبايد معيار اين باشد كه بنابراين شر بر خير غلبه داشته و هرچه بوده شر بوده است . اگر اينچنين مىبود واقعاً همهء انسانها از انسانيت خود بدر رفته بودند ، او به دليل ظالم بودنش و اين به دليل مظلوم بودنش ، و محال بود جامعه باقى بماند . در منطق قرآن هر وقت جامعهاى اينطور شده هلاك شده و از بين رفته است . عرض كرديم ، جامعهها ممكن است بيمار باشند يعنى سلامت را در حد تعادل نداشته باشند - كه ندارند - ولى فرق است ميان آنكه آنقدر بيمارى بر آن مسلط باشد كه قهراً محكوم به مرگ است ، و اينكه سلامت را به نحو كامل ندارد . جنگ حق و باطل در جامعهها براى اعادهء سلامت به نحو كامل است ؛ يعنى آن ظلمها ، شرها ، دروغها ، فسادها و فحشاها را بايد از بين برد ، نه به دليلِ بودن اينها ما يك عينك بدبينى به چشم خودمان بزنيم و بگوييم اصلًا در زمان نمىتواند خيرى وجود داشته باشد . اين يك آيه . 2 . آيهء 18 سورهء انبياء در آيهء 18 سورهء انبياء ، اول اصل خلقت آسمان و زمين را در مقياس جهانى طرح مىكند كه عالم و نظام هستى به حق بپاست نه به باطل و پوچى . ابتدا مىفرمايد : وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ . لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ « 1 » ، بعد مىفرمايد : بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى
--> ( 1 ) انبياء / 16 و 17 .